تبليغاتX
گاه نوشت هایی از دانشگاه امام رضا(ع)

یکسال و یک ماه گذشت .راحت،مثل زمانی که میشنوی دوستت آن روز را دیر از خواب بلند شده باشد.خیلی ها هم اصلا نشنیدند.آرام و بی سرو صدا رفتیم.نه به کسی چیزی گفتیم،نه شکایتی و نه دردلی.الان یکسال و یک ماه از آن روز میگذرد.قصد نداشته بودم یک کلمه هم از ان اتفاق بگویم.اما نمیدانم به یکباره چه کرمی وارد وجودم شد که مصرانه میخواست من بگویم .مهم نیست که ما را اخراج کردند،مهم نیست که تو دیگر زنگ نزنی و حالم را نپرسی؛مهم تر از آن هم نیست که بعد از 6 ماه دلتنگی زنگی بزنی و بگویی که مرخصی رفته ای؟

اما مهم این است که اینجا  بعد از یکسال و بدون داشتن هیچ پست تازه ای، اولین صفحه ای باشد که با جستجوی دانشگاه در صفحه اول گوگل بالا بیاید.مهم این است که رفقای بیرون نرفته ات،خبر از بهبود اوضاع دانشگاه میدهند.مهم اینست که این  اتفاق پایه گذار ورود به دنیای اعجاب انگیز ادبیات شد،و من و تو مینویسیم شاید معجزه ای روی دهد و چشم هایی که دیگر نمیبینند،حداقل از داشتن خیال ان هم محروم نشوند.

من تمام تلاشی که میتوانستم کردم تا جایی که روزگاری در آن نفس میکشیدیم را آماده زندگی کردن کنیم.از خودم گذشتم،اما دیگر از پدر و مادر پیر خود نمیشد گذشت.

زندگی،بازی  برد و باخت نیست؛بیشتر یک جور زور آزمایی است برای سنجیدن توان ات.من زورم را زدم،تو هم زدی،اما نه من جرات دیدن ضرب و شتم خانواده ام را داشتم،نه تو حوصله  توضیح  قوانین به قاضی خسته از عدالت.

امروز دیگر فریاد برایم بیمعنی شده است.در سکوت باید خفت.آرمانشهری که با هم دنبالش بودیم،حال دست اویزی شد برای فراموشی و فریب.چه واژه های بی ریا و غریبی هستند اینها!

عکس ها بیشتر از یک کتاب حرف برای گفتن دارند.عکس ها چیزهایی را میگویند که عکاس هم در پی شان نبود.عکس ها میگویند ترس تو ریخته است،ازادی ات را به هیچ قیمتی از کف نمیدهی...اما عکس ها وقتی کنار همدیگر گذارده شوند،ترسناک تر میشوند و چیزی را میبینی که دلت نمیخواهد.

همراهان تا برف بازی ،دست شکستنک ندارد باهات بازی میکنند ،اما بعد...

خسته میشوی بعضی اوقات...دلت میگیرد...هوای قدم زدن در خیابان پشتی دانشگاه را میکنی...هر چند میدانی باید اندوه به جای مانده از دانشگاه را با خود بکشی اما باز....باز هوای آن لحظه را داری...

خبر که می رسد فلانی و فلانی به همدیگر رسیدن خبر خوشایندی است،اما در دل خود خبر از شومی کاری میداد.هفته نامه ای که برای جان گرفتنش عرق های زیادی ریخته شد....حال میفهمم راز ان همه شور نهفته در انتخاب فلانی با فلانی؛که یعنی همگی پشت به ما بمانید تا ما آسوده به جان هم دستبرد بزنیم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 2:33  توسط امیرحسین فضل آذر  | 
عیدتون مبارک

دیوانگان همدیگر را پیدا میکنند.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 17:58  توسط امیرحسین فضل آذر  | 
 

مژده دهید که زین پس گورستان شریف هم خواهیم داشت ایضا تا چند صباح دیگر گورستان امام رضا.

پیشنهاد به دکتر نوروزبیگی:جهت آماده سازی گورها و خشک نشدن اقیانوس بیکران آستان قدس ازین پس ۲واحد "بیل زنی" ۲ واحد "چطور به استقبال شهدا برویم؟" ۲واحد "احضار ارواح" و ۴ واحد"چطور جنازه شهدا را حمل کنیم؟" به واحد های رشته های مختلف اضافه شود. 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 7:30  توسط امیرحسین فضل آذر  | 
    از معدود کتاب هایی که از ته دل عاشقش بوده ام  همنوایی شبانه ارکستر چوب ها رضا قاسمی بوده است.یک جور قرابت فوق العاده نزدیکی بین خودم و راوی (اول شخص مفرد داستان)احساس کرده ام. همه ی شخصیت های غریب و ملموس داخل رمان طوری در وجودم رسوب کرده اند که مثل سایه ای،همیشه در کنارم خواهند ماند.با وجود گذشت 3 سال از خواندن آن هنوز بعضی از جملات و لحظاتش را به وضوح به خاطر دارم.لحظات آشنا و خنده داری مثل:"پرواز پنجره ی اتاق زیر شیروانی در میان طوفان و باد و ظهور ناگهانی آن در فردای همان روز درست در وسط راهرو یا حمله ی قمری های پاریسی از پنجره به درون اتاق،در حالی که  شعا ر"اعدام باید گردد!اعدام باید گردد" را سر میدهند،در خاطرم رژه میروند.از نثر شاعرانه آن لذت برده ام و سرانجام حس اینکه راوی در مقابل آیینه،فقط سطح نقره ای محوی را میبیندکه تا ابدیت تهی است.ایسنا گفتگوی جالبی با رضا قاسمی انجام داده که اینجا میتونید ببینیدش.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 4:54  توسط امیرحسین فضل آذر  | 
 اینجا باخبر شدم که  از برگزاری مراسم روز جهانی زن در دانشگاه آزاد مشهد- که قرار بود دیروز بعد ازظهر برگزار شود- با دستور مستقیم ریاست دانشگاه مخالفت شده است.آن هم دو ساعت قبل از شروع مراسم.چند روز پیش از بچه های آزاد زنگ زدند و دنبال خانم هما زنجانپور بودند و میگفتند از دانشجویان فردوسی هست اما برخلاف انتظار نه تنها ایشان دانشجو نمیباشند که دارای مدرک دکتری جامعه شناسی از دانشگاه سوربن فرانسه هم هستند!از قبل هم پیش بینی میکردم مجوزشان لغو شود.اما انطور که بچه های آزاد مصمم بودند و پیگیر کورسویی از امید وجود داشت که آن هم بر عکس از آب در آمد.اوضاع و احوال خودم در دانشگاه خیلی درست و حسابی نیست این خبر های اینطوری هم مزید علت می شود برای فرسایش بیشتر روح خسته و درب و داغونم.

درهمین رابطه:

بیانیه دفتر تحکیم  ـ بیانیه دانشجويان جمهوری خواه دانشگاه يزد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت 13:51  توسط امیرحسین فضل آذر  | 
  امروز تجمع زنان در پارک دانشجو که به مناسبت روز جهانی زن برگزار شده بود از سوی نیروی انتطامی به خشونت کشیده شد. این تجمع که به دعوت چند گروه و NGO زنان و افراد فعال در زمینه حقوق زنان شکل گرفته بود از همان ابتدا با برخورد شدید پلیس مواجه شد.
شاهدان عینی از شدت بی سابقه برخورد پلیس با زنان خبر می دهند. برخورد وحشیانه پلیس به حدی بود که از همان آغاز تجمع و بدون هیچ اخطار قبلی پلیس وارد عمل شد و به ضرب و شتم حاضران در تجمع پرداخت. در این برنامه افراد پیر و میانسال هم از برخورد پلیس مصون نماندند و فردی مانند سیمین بهبهانی که با وجود کسالت و بیماری در این تجمع حاضر شده بود از طرف پلیس به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

مطالب تکمیلی:

سرباز نزن! من مادر توام.... ِ ـ اين يکی را با سرکوب هم نمی‌شود از بين برد ـ

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت 7:42  توسط امیرحسین فضل آذر  | 
  وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در سالهای اخیر همواره تلاش می کرد برنامه های مربوط به روز جهانی زن به نحوی محدود و کم اثر برگزار شود اما امسال این عزم به صورتی عریان و هماهنگ در قالب ممنوعیت برگزاری هر گونه مراسم بزرگداشت روز جهانی زن (8 مارس) اعمال شد...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 7:16  توسط امیرحسین فضل آذر  | 

بررسی درموردعوامل جلوگیری کننده ازروابط میان دانشجویان دختروپسردردانشگاه امام رضا 

            

                    

 

 همان طور که میدانیم دانشگاه صرفاً دربرگيرنده مجموعه‌اي از افراد كه از نظر علمي برجسته هستند، نيست. دانشجويان قشري متفكر، آشنا و حساس به مسائل اجتماعي، سياسي و فرهنگي هستند و در واقع نبض تپنده جامعه‌اند. اگر در جامعه‌اي منزلت و اعتبار اين قشر مورد ترديد و اهانت قرار گيرد، چه از بُعد سياسي مثل حادثه كوي دانشگاه و چه از بُعد فرهنگي مثل برخورد با روابط میان دختر و پسر در دانشگاه، اين محيط پويا و مؤثر دچار ركود مي‌شود.یکی از معضلات همیشگی و تکراری در دانشگاه امام رضا مانند سایر دانشگاه های کشور نحوه ارتباط میان دانشجویان پسر و دختراست.ارتباطی که هنوز نتوانسته در جایگاه مناسبی که انتظار میرود قرار داشته باشد.به وجود آمدن سوء ظن ها ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 4:38  توسط امیرحسین فضل آذر  | 

میون این همه کوچه/که به هم پیوسته/کوچه قدیمی ما/کوچه ی بن بسته!          

دیوار کاهگلی یه باغ خشک/که پر از شعرای یادگاریه!/بین ما مونده و اون رود بزرگ/که همیشه مثل بودن جاریه

صدای رود بزرگ/همیشه تو گوش ماست/این صدا لالایی/خواب خوب بچه هاست!

کوچه اما هر چی هست/کوچه خاطره هاست/اگه تشنه ست، اگه خشک/مال ماست، کوچه ماست

توی این کوچه به دنیا اومدیم/توی این کوچه داریم پا می گیریم/یه روز هم مثل پدربزرگ باید/تو همین کوچه بن بست بمیریم!

 اما ما عاشق رودیم، مگه نه؟/نمی تونیم پشت دیوار بمونیم/ما یه عمره تشنه بودیم، مگه نه؟/نباید آیه حسرت بخونیم!

دست خسته مو بگیر /تا دیوار گلی رو خراب کنیم/یه روزی _هر روزی باشه_ دیر و زود/می رسیم با هم به اون رود بزرگ/تنای تشنه مونو/می زنیم به پاکی زلال رود!

   "ایرج جنتی عطایی"

 

***مدت زیادی بود نبودم.بر میگشت به اتفاقات زیادی که تو این مدت افتاد.که الان زمان گفتن از انها نیست.شاید روزی خواستم برای خانه تکانی ذهنم هم که شده کاغذی هم سیاه کنم.به احتمال زیاد ترم آینده در دانشگاه نباشم.

+ نوشته شده در  شنبه ششم اسفند 1384ساعت 23:21  توسط امیرحسین فضل آذر  | 
زمان امتحانات هست و مدتی است که مطلب درست و حسابی ننوشته ام.در حقیقت فشار امتحانات و دنبال جزوه وکپی کردن و...مجال وقت گذاشتن روی نوشته ی به درد بخوری را ازمن گرفته.خبر خاصی هم در دانشگاه نیست.جز این که به مانند هر سال کتابخانه محل به رخ کشیدن جدیدترین اهنگ های نوکیا و سامسونگ و... پیش کشیدن حرف های صدتا یه غاز دانشجوها شده.

*بگیر و ببند و تهدید و ارعاب دانشجویان تحکیمی و غیر تحکیمی هم تو بحبوحه امتحانا قوز بالاقوز شده.در همین رابطه  بیانیه فدراسیون دانشجویان مدافع صلح و حقوق بشر

**اگه فرصت کردید فیلم های جشنواره بیست و چهارم فیلم فجر و تو سینماهای آفریقا،قدس،هویزه ازدست ندید.از فیلم های ایرانی که بگذریم چندتا فیلم تاپ خارجی هم با زیرنویس فارسی قراره به نمایش گذاشته بشه.هرچند کیفیت دالبی سینما فرهنگ و استقلال و تو آفریقا با اون صدای مزخرفش نمیشه پیدا کرد اما به هر حال غنیمتی است. سایت رسمی جشنواره فیلم در مشهد

لیست فیلم های حاضر در مشهد 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 3:2  توسط امیرحسین فضل آذر  |